الشيخ أبو الفتوح الرازي

430

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

بها . يك روز قرآن مىخواند ، در آن دفتر به اين آيت رسيد : * ( لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ ) * ، با خويشتن ( 1 ) انديشه كرد ، گفت : من در جهان چيزى از اين دوستتر ندارم ، كس فرستاد و زرگران را بخواند و آن زر و جواهر ( 2 ) بفروخت و بهاى آن در چاههاى باديه صرف كرد كه تا امروز منسوب است با او . ابو بكر ورّاق گفت : حق تعالى به اين آيت ما را فتوّت باز آموخت ( 3 ) ، گفت : برّ من به برّ خود در يا بى ( 4 ) من با تو آنگه برّ كنم كه تو با برادران خود برّ كنى . به اين سر بده تا به آن سر با تو دهند . به حسب آن به عدل و بيش از آن به فضل ، و نگر تا گمان نبرى كه آنچه تو مىكنى از خير و برّ بر من پوشيده است . * ( وَما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّه بِه عَلِيمٌ ) * ، و هر نفقه اى كه شما كنى ( 5 ) خداى به آن عالم است تا دهندگان استوار باشند ، كه ( 6 ) جز آن بر خداى بنخواهند شدن ( 7 ) ، چه به مقادير و تفاصيل آن ( 8 ) عالم است . * ( كُلُّ الطَّعامِ كانَ حِلًّا لِبَنِي إِسْرائِيلَ ) * - الاية ، ابو روق و كلبى گفتند : سبب نزول آيت آن بود كه چون رسول - عليه السلام - گفت : من بر ملت ابراهيمم ، جهودان گفتند : چون است كه گوشت شتر و شير شتر مىخورى ؟ و آن بر ابراهيم ( 9 ) حرام بود . رسول - عليه السلام - گفت : دروغ مگوى ( 10 ) كه در شرع ابراهيم اين هر دو حلال بود . ايشان گفتند : هر چه امروز بر ما حرام است ، آن است كه بر ابراهيم و نوح حرام بود ( 11 ) ، تا به امروز حرام است ، خداى تعالى به تكذيب ايشان اين آيت فرستاد : * ( كُلُّ الطَّعامِ ) * ، يعنى الطَّعام المحلَّل لنا كان حلَّا لبني اسرائيل ، هر طعام كه امروز ما را حلال است بنى اسرائيل را حلال بود ، الَّا آنچه اسرائيل بر خود حرام كرد ، يعنى يعقوب - عليه السلام - پيش از آن كه توريت آمد .

--> ( 1 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : خود . ( 2 ) . مج : جوهر ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 3 ) . دب : در آموخت . ( 4 ) . مب ، مر : دريابيد . ( 5 ) . مب ، مر : كنيد . ( 6 ) . فق : و . ( 7 ) . وز ، دب ، آج : بنخواهد شدن ، لب ، فق : نخواهد شدن . ( 8 ) . مب ، مر خداى . ( 9 ) . دب : و اين ابراهيم را ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : و اين بر ابراهيم . ( 10 ) . دب ، آج ، لب ، فق : مىگويى ، مب ، مر : مىگوييد . ( 11 ) . آج ، فق ، مب ، مر و .